تبليغاتX
همای رحمت - زندگانی امام علی (علیه السلام) _ قسمت یازدهم
جمعه 23 فروردین1387 ساعت 22:48

قسمتهای قبلی

 

در قسمت قبل خواندیم که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) پس از بارگشت از آخرین حج خود، رسما حضرت علی (علیه السلام) را به عنوان جانشین خود معرفی کردند ،و اینک ادامه زندگینامه حضرت علی (علیه السلام):

«آشنايان به تاريخ اسلام مى‏دانند رسول خدا دو ماه پس از بازگشت از سفر حج به جوار خدا رفت.مى‏توان گفت غم‏انگيزترين روزهاى زندگانى على(ع)دو روز بوده است.روزى كه رسول الله رحلت كرد و روزى كه زهرا(ع)را به خاك سپرد. رسول خدا در بستر بيمارى افتاد و جان به جان آفرين سپرد.در اين هنگام على(ع)در كنار بستر او بود.او در اين باره چنين مى‏گويد: «رسول خدا جان سپرد در حالى كه سر او بر سينه من بود و شستن او را عهده‏دار گرديدم،و فرشتگان ياور من بودند و از خانه و پيرامون آن فرياد مى‏نمودند.پس چه كسى سزاوارتر است بدو از من چه در زندگى و چه پس از مردن.» ...

... در حالى كه على و بنى‏هاشم در خانه پيغمبر گرد آمده بودند و از فراق او اشك مى‏ريختند،مردمى از مهاجر و انصار از گوشه و كنار به راه افتادند و در جايى كه به سقيفه بنى ساعده معروف بود فراهم آمدند تا تكليف حكومت را روشن كنند.چنانكه در تاريخ تحليلى نوشته‏ام و چنانكه هر مسلمان مى‏داند،سنت اسلامى است كه در شستن،نماز خواندن،و به خاك سپردن مرده شتاب كنند.اين سنت درباره عموم مسلمانان است و انجام چنين مراسم درباره رسول خدا(ص)فضيلتى ديگر دارد.بايد پرسيد چرا آنان نخست براى درك اين فضيلت گرد نيامدند؟چرا به خانه پيغمبر نرفتند و بازماندگان او را تسليت نگفتند؟خطرى پيش آمده بود؟آرى!همان خطر كه قرآن مسلمانان را از آن‏بر حذر داشت.

«اگر محمد بميرد يا كشته شود شما به گذشته خود باز مى‏گرديد؟»(سوره آل عمران آیه 144)

آنروز كه رسول اين آيه را بر آنان خواند،شايد گفته باشند نه.اما هنوز بدن او را بخاك نسپرده بودند كه همچشمى جنوبى و شمالى آغاز شد.

جنوبى‏ها گفتند:«ما پيغمبر را خوانديم.او را پناه داديم و ميان ما زندگى كرد و درگذشت،پس حكومت حق ماست.»شماليان گفتند:«ما خويشان پيغمبريم او از قريش است و ما از قريش پس حق او به ما مى‏رسد .»همه در فكر خود بودند و هيچكس بدين نينديشيد كه رسول خدا خود در اين باره چه گفت.آنچه در آن مجلس گفته شد و بر سر آن جدال كردند حكومت بود نه اجراى سنت.و پس از گذشت چهارده قرن هنوز هم اين پرسش در ميان است.بهر حال جدال بالا گرفت،ابوبكر با خواندن روايتى كه«امامت خاص قريش است.»،انصار را از ميدان به در كرد.انصار هم يكدل و يك سخن نبودند.أوس كه با خزرج رقابت ديرينه داشت و نمى‏توانست پيروزى قبيله رقيب را ببيند،با قريش هم آواز شد .بعضى مهاجران حاضر هر يك به ديگر تعارف كرد و سرانجام ابوبكر را پيش افكندند.نتيجه آنكه در آن مجلس على را كه دو ماه پيش پيغمبر به جانشينى گمارده بود محروم ساختند.

تيره تيم از ميان ديگر تيره‏ها امتيازى يافت و مى‏توان گفت نخست سنگ برترى قبيله‏اى پس از اسلام در آن مجلس نهاده شد.تيره‏هاى ديگر هم خاموشى را دور از گزند ديدند.فرزندان اميه به همين خرسند شدند كه عمو زاده‏هاى آنان از صحنه بيرون شدند.بايد به انتظار آينده بنشينند.»

منبع:كتاب علي از زبان علي

نويسنده:مرحوم دكتر جعفر شهيدي

 يا علي مدد

نوشته شده توسط احسان | لینک ثابت | موضوع: زندگانی امام علی (علیه السلام)