«...پسرم هنگامي كه ديدم سالياني از من گذشت، و توانايي رو به كاستي رفت، به نوشتن وصيّت براي تو شتاب كردم، و ارزشهاي اخلاقي را براي تو بر شمردم.پيش از آن كه أجل فرا رسد، و رازهاي درونم را به تو منتقل نكرده باشم، و در نظرم كاهشي پديد آيد چنانكه در جسمم پديد آمد، و پيش از آن كه خواهشها و دگرگونيهاي دنيا به تو هجوم آورند، و پذيرش و اطاعت مشكل گردد، زيرا قلب نوجوان چونان زمين كاشته نشده، آماده پذيرش هر بذري است كه در آن پاشيده شود.پس در تربيت تو شتاب كردم، پيش از آن كه دل تو سخت شود، و عقل تو به چيز ديگري مشغول گردد، تا به استقبال كارهايي بروي كه صاحبان تجربه، زحمت آزمون آن را كشيدهاند، و تو را از تلاش و يافتن بينياز ساختهاند، و آنچه از تجربيّات آنها نصيب ما شد، به تو هم رسيده، و برخي از تجربيّاتي كه بر ما پنهان مانده بود براي شما روشن گردد.پسرم درست است كه من به اندازه پيشينيان عمر نكردهام، امّا در كردار آنها نظر افكندم، و در اخبارشان انديشيدم، و در آثارشان سير كردم تا آنجا كه گويا يكي از آنان شدهام، بلكه با مطالعه تاريخ آنان، گويا از اوّل تا پايان عمرشان با آنان بودهام، پس قسمتهاي روشن و شيرين زندگي آنان را از دوران تيرگي شناختم، و زندگاني سودمند آنان را با دوران زيانبارش شناسايي كردم، سپس از هر چيزي مهم و ارزشمند آن را، و از هر حادثهاي، زيبا و شيرين آن را براي تو برگزيدم، و ناشناختههاي آنان را دور كردم، پس آنگونه كه پدري مهربان نيكيها را براي فرزندش ميپسندد، من نيز بر آن شدم تو را با خوبيها تربيت كنم، زيرا در آغاز زندگي قرار داري، تازه به روزگار روي آوردهاي، نيّتي سالم و روحي با صفا داري.... »
يا علي مدد
« به نيكيها امر كن و خود نيكوكار باش، و با دست و زبان بديها را انكار كن، و بكوش تا از بدكاران دور باشي، و در راه خدا آنگونه كه شايسته است تلاش كن، و هرگز سرزنش ملامتگران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد. براي حق در مشكلات و سختيها شنا كن، شناخت خود را در دين به كمال رسان، خود را براي استقامت برابر مشكلات عادت ده، كه شكيبايي در راه حق عادتي پسنديده است، در تمام كارها خود را به خدا واگذار، كه به پناهگاه مطمئن و نيرومندي رسيدهاي، در دعا با اخلاص پروردگارت را بخوان، كه بخشيدن و محروم كردن به دست اوست، و فراوان از خدا درخواست خير و نيكي داشته باش.
وصيّت مرا بدرستي درياب، و به سادگي از آن نگذر، زيرا بهترين سخن آن است كه سودمند باشد، بدان علمي كه سودمند نباشد، فايدهاي نخواهد داشت، و دانشي كه سزاوار ياد گيري نيست سودي ندارد.»
يا علي مدد
« پسرم همانا تو را به ترس از خدا سفارش ميكنم كه پيوسته در فرمان او باشي، و دلت را با ياد خدا زنده كني، و به ريسمان او چنگ زني، چه وسيلهاي مطمئنتر از رابطه تو با خداست اگر سر رشته آن را در دست گيري.دلت را با اندرز نيكو زنده كن، هواي نفس را با بي اعتنايي به حرام بميران، جان را با يقين نيرومند كن، و با نور حكمت روشنائي بخش، و با ياد مرگ آرام كن، به نابودي از او اعتراف گير، و با بررسي تحولات ناگوار دنيا به او آگاهي بخش، و از دگرگوني روزگار، و زشتيهاي گردش شب و روز او را بترسان، تاريخ گذشتگان را بر او بنما، و آنچه كه بر سر پيشينيان آمده است به يادش آور.در ديار و آثار ويران رفتگان گردش كن، و بينديش كه آنها چه كردند از كجا كوچ كرده، و در كجا فرود آمدند از جمع دوستان جدا شده و به ديار غربت سفر كردند، گويا زماني نميگذرد كه تو هم يكي از آناني پس جايگاه آينده را آباد كن، آخرت را به دنيا مفروش، و آنچه نميداني مگو، و آنچه بر تو لازم نيست بر زبان نياور، و در جادّهاي كه از گمراهي آن ميترسي قدم مگذار، زيرا خودداري به هنگام سرگرداني و گمراهي، بهتر از سقوط در تباهيهاست.»
يا علي مدد
