«..خدا حجّ را خانه محترم خود را بر شما واجب كرد، همان خانهاي كه آن را قبلهگاه انسانها قرار داده كه چونان تشنگان به سوي آن روي ميآورند، و همانند كبوتران به آن پناه ميبرند.خداي سبحان، كعبه را مظهر تواضع بندگان برابر عظمت خويش و نشانه اعتراف آنان به بزرگي و قدرت خود قرار داد و در ميان انسانها، شنوندگاني را برگزيد كه دعوت او را براي حج، اجابت كنند و سخن او را تصديق نمايند و پاي بر جايگاه پيامبران الهي نهند. همانند فرشتگاني كه بر گرد عرش الهي طواف ميكنند، و سودهاي فراوان در اين عبادتگاه و محل تجارت زائران به دست آورند و به سوي وعدهگاه آمرزش الهي بشتابند.خداي سبحان، كعبه را براي اسلام، نشانه گويا، و براي پناهندگان، خانه امن و امان قرار داد، اداي حق آن را واجب كرد و حج بيت اللّه را واجب شمرد و بر همه شما انسانها مقرّر داشت كه به زيارت آن برويد، و فرمود:آن كس كه توان رفتن به خانه خدا را دارد، حج بر او واجب است و آن كس كه انكار كند، خداوند از همه جهانيان بي نياز است...»
عيد قربان به همه دوستان تبريك ميگم ان شاالله قسمت بشه همچين روزي اين همايش عظيم از نزديك ببينيم .
يا علي مدد
« پسرم همانا تو را به ترس از خدا سفارش ميكنم كه پيوسته در فرمان او باشي، و دلت را با ياد خدا زنده كني، و به ريسمان او چنگ زني، چه وسيلهاي مطمئنتر از رابطه تو با خداست اگر سر رشته آن را در دست گيري.دلت را با اندرز نيكو زنده كن، هواي نفس را با بي اعتنايي به حرام بميران، جان را با يقين نيرومند كن، و با نور حكمت روشنائي بخش، و با ياد مرگ آرام كن، به نابودي از او اعتراف گير، و با بررسي تحولات ناگوار دنيا به او آگاهي بخش، و از دگرگوني روزگار، و زشتيهاي گردش شب و روز او را بترسان، تاريخ گذشتگان را بر او بنما، و آنچه كه بر سر پيشينيان آمده است به يادش آور.در ديار و آثار ويران رفتگان گردش كن، و بينديش كه آنها چه كردند از كجا كوچ كرده، و در كجا فرود آمدند از جمع دوستان جدا شده و به ديار غربت سفر كردند، گويا زماني نميگذرد كه تو هم يكي از آناني پس جايگاه آينده را آباد كن، آخرت را به دنيا مفروش، و آنچه نميداني مگو، و آنچه بر تو لازم نيست بر زبان نياور، و در جادّهاي كه از گمراهي آن ميترسي قدم مگذار، زيرا خودداري به هنگام سرگرداني و گمراهي، بهتر از سقوط در تباهيهاست.»
يا علي مدد
«....خلقت را آغاز كرد، و موجودات را بيافريد، بدون نياز به فكر و انديشهاي، يا استفاده از تجربهاي، بي آن كه حركتي ايجاد كند، و يا تصميمي مضطرب در او راه داشته باشد.براي پديد آمدن موجودات، وقت مناسبي قرار داد، و موجودات گوناگون را هماهنگ كرد، و در هر كدام، غريزه خاصّ خودش را قرار داد، و غرائز را همراه آنان گردانيد.خدا پيش از آن كه موجودات را بيافريند، از تمام جزئيّات و جوانب آنها آگاهي داشت، و حدود و پايان آنها را ميدانست،
و از اسرار درون و بيرون پديدهها، آشنا بود.سپس خداي سبحان طبقات فضا را شكافت، و اطراف آن را باز كرد، و هواي به آسمان و زمين راه يافته را آفريد، و در آن آبي روان ساخت، آبي كه امواج متلاطم آن شكننده بود، كه يكي بر ديگري مينشست، آب را بر بادي طوفاني و شكننده نهاد، و باد را به باز گرداندن آن فرمان داد، و به نگهداري آب مسلّط ساخت، و حد و مرز آن را به خوبي تعيين فرمود.فضا را در زير تند باد و آب را بر بالاي آن در حركت بود.سپس خداي سبحان طوفاني بر انگيخت كه آب را متلاطم ساخت و امواج آب را پي در پي در هم كوبيد.طوفان به شدّت وزيد، و از نقطهاي دور دوباره آغاز شد.سپس به طوفان امر كرد تا امواج درياها را به هر سو روان كند و بر هم كوبد و با همان شدّت كه در فضا وزيدن داشت، بر امواج آبها حملهور گردد از اوّل آن بر ميداشت و به آخرش ميريخت، و آبهاي ساكن را به امواج سركش بر گرداند.تا آنجا كه آبها روي هم قرار گرفتند، و چون قلّههاي بلند كوهها بالا آمدند.امواج تند كفهاي بر آمده از آبها را در هواي باز، و فضاي گسترده بالا برد، كه از آن هفت آسمان را پديد آورد.آسمان پايين را چون موج مهار شده، و آسمانهاي بالا را مانند سقفي استوار و بلند قرار داد، بي آن كه نيازمند به ستوني باشد يا ميخهايي كه آنها را استوار كند.آنگاه فضاي آسمان پايين را به وسيله نور ستارگان درخشنده زينت بخشيد و در آن چراغي روشنايي بخش - خورشيد - ، و ماهي درخشان، به حركت در آورد كه همواره در مدار فلكي گردنده و بر قرار، و سقفي متحرّك، و صفحهاي بي قرار، به گردش خود ادامه دهند....»
يا علي مدد
امام علي (عليه السلام):صبر كننده به آرزوي خويش مي رسد
در قسمت قبل درباره جنگ احد و خندق خوانديم و اينك ادامه زندگينامه حضرت علي (عليه السلام)
در ذو القعده سال ششم هجرت پس از نبرد احزاب، رسول خدا با ياران خود قصد مكه كرد تا عمره به جاى آورد و حشمت اسلام و مسلمانان را به مردم مكه بنماياند.شمار مردمى را كه همراه او بودند هزار و پانصد تن نوشتهاند.همين كه به آغاز سرزمينهاى حرم رسيدند،در جايى كه حديبيه نام دارد،مشركان مكه سر راه بر او گرفتند.پيغمبر گفت:«ما براى زيارت آمدهايم نه براى جنگ.»اما آنان نپذيرفتند.سرانجام توافق كردند و مقرر شد پيماننامهاى براى مدت دهسال بنويسند.محمد(ص)از اينجا باز گردد و سال ديگر در همين وقت براى زيارت بيايد و مردم مكه،سه روز شهر را براى آنان خالى كنند.
على(ع)مأمور نوشتن اين پيمان نامه شد.آغاز نامه را بسم الله الرحمن الرحيم نوشت و طرف پيمان را محمد رسول الله.سهيل پسر عمرو گفت:«من رحمان و رحيم نمىشناسم بنويس باسمك اللهم.رسول خدا(ص)على را فرمود: «چنين بنويس.اين آشتى نامهاى است ميان محمد رسول خدا و سهيل پسر عمرو.»
ـسهيل گفت:«اگر تو را پيامبر خدا مىدانستم با تو جنگ نمىكردم،نام خود و پدرت را بنويس .»ـپيغمبر گفت:«چنين كن.» چنانكه خواهيم نوشت، حادثهاى مشابه اين حادثه براى على(ع)و معاويه و مردم شام پديد آمد .
جنگ خيبر در سال هفتم هجرت روى داد.يهوديانى كه در قلعه خيبر به سر مىبردند وضع نامعلومى داشتند و چنانكه نوشته شد بعضى از آنان در جنگ خندق ابو سفيان را يارى كردند.احتمال حمله آنان به مدينه مىرفت. رسول خدا به سر وقتشان رفت،اما يهوديان ايستادگى مىكردند .قلعه قموص بيست روز در محاصره ماند.
سرانجام پيغمبر فرمود: «فردا پرچم را بدست كسى مىدهم كه خدا و رسول را دوست مىدارد و خدا و رسول او را دوست مىدارند و با پيروزى باز مىگردد.»
سران مهاجر و انصار خود را نامزد اين مأموريت ميكردند.روز بعد رسول خدا(ص)پرسيد: «على كجاست؟» «درد چشمى سخت دارد!» «او را بخوانيد!»
على را در حالى كه چشمهاى خود را بسته بود پيش پيغمبر آوردند.رسول خدا آب دهان در چشم او انداخت چشم وى خوب شد.
در اين جنگ مرحب كه دليرترين رزمندگان يهود بود بدست على(ع)كشته شد و مسلمانان پيروز گرديدند.
منبع: كتاب علي از زبان علي
نويسنده: دكتر جغفر شهيدي
يا علي مدد
چون بر دشمنت چيره شدي، گذشت را شكرانه اين پيروزي قرار ده.
از خود راضي ناراضيان زيادي خواهد ساخت، و صدقه داروي بهبود و شفاست، و كردار بندگان در دنيا رويارويشان است در روز جزا.
تاوان گناهان بزرگ، فريادرسي ستمديدگان و غم زدايي اندوهگينان است.
اي فرزند آدم، آنگاه كه نعمتهاي پروردگارت پياپي بر تو فرو بارد و تو او را نافرماني كني، بترس و برحذر باش.
هر كس آنچه را در دل پنهان كند از زبانش فرو ريزد و در سيمايش خوانده شود.
يا علي مدد
امام رضا(علیه السلام):
انجام دادن حسنه و كار نيك به صورت مخفى، معادل هفتاد حسنه است; و آشكار ساختن گناه و خطا موجب خوارى و پستى مى گردد و پوشاندن و آشكار نكردن خطا و گناه موجب آمرزش آن خواهد بود.
يا علي مدد

