اميدوارم ان شالله بتونم روز هاي جمعه يا شنبه هر 2 هفته يكبار قسمت زندگاني امام علي (عليه السلام) را در وبلاگ بذارم تا اين بخش حالت منظم تري داشته باشه.
در قسمت قبل مروري كوتاه بر سختيهايي كه مسلمانان در مكه ديدند، داشتيم تا اينكه مردم يثرب حاضر به پذيرايي پيامبر(صلي الله عليه و آله) شدند.
«اكنون جنوبيان مىخواهند سرورى را از شماليان بگيرند و مشتى كشاورز و دستهاى خداوندان شتران آبكش بر قريش رياست كند.چنين كارى پذيرفتنى نيست.چه بايد كرد؟تا محمد كشته نشود اين شعله خاموش نخواهد شد.اما اگر او را بكشند بنىهاشم خونخواه اويند و هر خانواده از آنها با خانوادههايى پيوند دارد،درگيرى ميان قريش پديد مىآيد و آرامش به هم مىخورد.راهى ديگر بايد جست.يك دو تن نمىتوانند اين گره را بگشايند،بايد در اين باره به مشورت پرداخت.سران خانوادهها در(دار الندوه)كه مجلس شوراى آنان بود گرد آمدند .پس از گفتگوى بسيار كه تفصيل آن در كتابهاى سيره از جمله سيره ابن هشام (1) آمده است،همگان بر اين اقدام يك سخن شدند كه از هر قبيله جوانى چابك بگزينند و هر يك از آنانشمشيرى برنده در دست گيرد،شب هنگام بر محمد درآيند و به يكبار شمشير خود بر او زنند تا تنى خاص كشنده او نباشد.چون چنين كنند بنىهاشم نمىتوانند با همه قبيلهها درافتند،ناچار به خونبها گردن مىنهند.
جبرئيل رسول خدا را آگهى داد كه بايد اين شب در بستر خود نخوابى.رسول خدا على را گفت :ـ«در جاى من بخواب و به تو آسيبى نخواهد رسيد.»
على پرسيد: «اگر من جاى تو بخوابم تو در امان خواهى ماند.»
گفت:«بلى.»
على لبخندى بر لب آورد و سجده گذارد.آيه« و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضاة الله» درباره على در اين حادثه نازل شد.ميبدى نويسد:«و گفتهاند كه اين آيت در شأن امير المؤمنين على بن ابى طالب آمد.آنگه كه مصطفى هجرت كرد و على را بر جاى خواب خود مىخوابانيد»اما بيشتر مفسران سنى نزول آيه را درباره ديگران نوشتهاند.
ابن هشام نوشته است:«رسول خدا(ص)بيرون آمد و مشتى خاك برداشت و بر سر آن گروه پاشيد و آيههاى نخست تا نه سوره يس را خواند و آنان از بيرون رفتن وى آگاه نشدند.على(ع)در مكه ماند تا امانت مردمان را كه نزد پيغمبر نهاده بودند به خداوندان آن برگرداند،چرا كه هر كس را امانتى بود و خواستى ضايع نشود نزد او مىنهاد.»
رسول خدا(ص)اندكى پس از آنكه به مدينه رسيد ابو واقد ليثى را با نامهاى به مكه فرستاد و از على خواست به يثرب آيد. على با فاطمه دختر پيغمبر و فاطمه مادر خود و فاطمه دختر زبير بن عبد المطلب كهمورخان از آنان به فواطم تعبير مىكنند،روانه مكه شد.در ميان راه گروهى از مشركان مكه راه را بر او گرفتند.على(ع)با آنان درافتاد و يكى از آنان را كه جناح مولاى حرب بن اميه بود از پا درآورد و مانده آنان پراكنده شدند و على با همراهان سالم به يثرب درآمد.
چنانكه مىدانيم رسول خدا(ص)پس از پيمان سوم كه در عقبه با نمايندگان يثرب بست بدان شهر رفت و مسلمانان هم رو بدانجا نهادند.مهاجرانى كه از مكه به يثرب رفتند از مردم شمال عربستان و از تيره عدنانى بودند و مردم يثرب از جنوب و از قحطانيان.و اين دو تيره از دير زمان با يكديگر هم چشمى داشتند و هر يك ديگرى را تحقير مىكرد.خود را عرب اصيل و تيره ديگر را عرب پيوسته مىخواند.اكنون كه همگان مسلمانى پذيرفتهاند بايد با هم يكدل شوند و كدورتى را كه از يكديگر دارند از دل بزدايند.رسول خدا(ص)هر يك از مهاجران را با مردى از انصار برادر ساخت و على بن ابى طالب(ع)را برادر خود خواند.ابن هشام نوشته است:«رسول الله سيد پيغمبران و امام پرهيزگاران و فرستاده پروردگار عالميان بود.از بندگان خدا همانندى نداشت و على بن ابى طالب برادر او بود.»
منبع:كتاب علي از زبان علي
نويسنده:دكتر جعفر شهيدي
يا علي مدد
سحر بيدار ميشي،اطراف نگاه مي كني، همه جا تاريك است،به یک نقطه خیره میشی،و سفره سحري كه نيست.....
نمي دوني چقدر ديگه تا اذان مونده به طرف راديو مي ري و اونو روشن مي كني، و دعاي سحري كه نيست....
نمازت تموم ميشه بي اختيار به طرف قرآن مي ري اونو مي بوسي،يه نگاه به ساعتت ميندازي و ... بي خيال ميشي و چند آيه مي خوني
نزديكاي ادان مغربه ،گرسنت نيست ،چرايه كمي گرسنت هست مي ري يه گوشه مي شيني چشمهاتو مي بندي نفس عميقي مي كشي،چشمهاتو باز مي كني،و سفره افطاري كه نيست....
سراغ تقويم ميري يه كم نگاش مي كني يه حساب سر انگشتي مي كني حدود 320 روز ديگه تا ماه رمضان مونده سعي مي كني تو اين مدت خودت براي ماه رمضان آماده كني اونقدر كه دفعه بعد قدرش خوب بدوني. ولي حالا كه ماه رمضان نيست يه چيزي مي دوني،خدايي كه هست، هميشه هست، همه جا هست ،تو ماه رمضان هست، غير ماه رمضان هست.
هميشه و همه جا...
يا علي مدد
عيد فطر روزي است كه نيكو كاران پاداش مي گيرند و گناهكاران زيان مي بينند
حضرت علي (عليه السلام)
عيدتون مبارك
اي خدايي كه كبريايي و عظمت مخصوص توست و بخشش و جبروت مخصوص تو و لايق عفو و رحمت و سزاوار ترس از عصيان و آمرزش گناهان تويي از تو در خواست مي كنم به حق اين روز كه براي مسلمين عيد قرار دادي و براي محمد صلي الله عليه و اله ذخيره و شرف و زيادت مقام گردانيدي در خواست دارم كه درود بر محمد و الش فرستي و مرا هم در هر سعادتي كه محمد (صلي الله عليه و اله) و آل محمد را داخل گردانيدي داخل سازي و از هر بدي كه كه محمد (صلي الله عليه و اله) و آل محمد را خارج ساختي من را نيز خارج گردان كه درود بر محمد (صلي الله عليه و اله) و آل او باد. اي خدا من از تو در خواست مي كنم بهتر چيزي را كه بندگان شايسته است از تو درخواست كردند و پناه مي برم به تو از آنچه بندگان صالحت به تو پناه بردند
دعاي نماز عيد فطر
و اين هم عيدي من به شما چند تا حديث از امام علي (عليه السلام):
اى كميل ! خانواده ات را فرمان ده كه روزها در به دست آوردن بزرگوارى ، و شب ها در رفع نياز خفتگان بكوشند . سوگند به خدايى كه تمام صداها را مى شنود، هر كس دلى را شاد كند، خداوند از آن شادى لطفى براى او قرار دهد كه به هنگام مصيبت چون آب زلالى بر او باريدن گرفته و تلخى مصيبت را بزدايد چنان كه شتر غريبه را از چراگاه دورسازند.
خود پسندى يكى از حسودان عقل است.
كسى كه درخت شخصيت او نرم و بى عيب باشد، شاخ و برگش فراوان است.
قربانگاه انديشه ها ، زير برق آرزوهاست.
آن كس كه لباس حياء بپوشد، كسى عيب او را نبيند.
سلامت تن در دورى از حسادت است.
اميدورم نماز وروزه هاتون در اين ماه مورد قبول خداي متعال قرار گرفته باشه.به مناسبت عيد فطربه ياري خدا وبلاگ انگليسي اولين امام به آدرسwww.firstsuccessor.blogspot.com راه اندازي كردم. البته حدود يك هفته اي هست كه اين وبلاگ آغاز به كار كرده است و تا زماني كه اين وبلاگ مخاطبهاي خودش پيدا كنه و يه وبلاگ خوب بشه حالاحالاها كارداره و بايد زمان بيشتري بگذره.
يا علي مدد
....پروردگار،ا بر عمر ما چندان بيفزاي كه نوبت ديگر مقدم مبارك رمضان را بپذيريم و در آن هنگام به ما ياري ده تا بدان ترتيب كه سزاوار تست به قيام و قعود برخيزيم و ار اعمال صالحه آنقدر برخوردارمان دار كه حق تو را ادا كنيم.
پروردگار من، در اين ماه هر گناهي كه از ما سر زده خواه دانسته و خواه نا دانسته بر ما مگير.ما را ببخش كه بر نفس خويش ستم روا داشته ايم و حرمت ماه مبارك ترا فرو گذاشته ايم.
....پروردگارا، بروان مقدس محمد و آل محمد رحمت فرست و مصيبت ما را در بدرود ماه مبارك رمضان جبران فرماي و روز فطر را بر ما عيدي سعيد گردان تا در اين روز عفو تو شامل ما شود، گناهان ما را بشويد و رنگ كدورت از ضمير ما بزدايد
پروردگارا، آنچنان كه رمضان از ميان ما رخت بر بست ما را نيز از انبوه معاصي و مناهي بدرآور و پاداش ما در سعادت و سلامت از همگان بيشتر كرامت كن...

امام علي (عليه اسلام):
« سوگند به خدا از مرگ نمي آيد به سوي من آينده اي كه از آن رنجشي داشته باشم ، و نه پيدا شونده اي كه آنرا نخواسته باشم و (براي مرگ ) نمي باشم مگر جوياي آب كه (به آب) برسد ، و مانند خواهاني كه (خواسته خود را ) دريابد و آنچه نزد خدااست براي نيكوكاران بهتر است.»
- پشت تابوتم را بگيريد بالا و هر جا سر تابوت پايين رفت شما هم برويد قبرم همان جا است كه سر تابوت روي زمين ، پايين مي آيد.
اينها را اباالحسن مي گفت به پسر ارشدش حسن.
جلوي تابوت را كه جبرئيل و ميكائيل پايين گذاشتند، پسرهايس هم همين كار را كردند.رسيده بودند نجف.نجف به خاكش سپردند.
كتاب:آفتاب در محراب
نويسندگان:هاجر صفاييه-الهه زمان وزيري
امام علي (عليه السلام):
- چه بسا روزهدارى كه از روزهاش جز گرسنگى و تشنگى بهرهاى ندارد و چه بسا شب زندهدارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمىبرد.
- روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.
- با برادران به نيكي رفتار كن و گناهانشان را با گذشت بپوشان.
- هر كه خود را موقر داشت،موقر و محترم شد.
- خودداري از آزار رساندن، نشانه كمال خرد و مايه آسايش دو گيتي است.
- به خود و خانواده خود خوبي بياموز و آنان را تربيت كن
- هركه روپوش حرص را بر تن كند، نادار و بي چيز گردد.
يا علي مدد
فرازي از دعای 31 صحيفه سجاديه
«خدايا، بر تنهايي من در پيشگاه خود، و تپشهاي قلبم از ترس خود، و لرزههاي اعضايم از شكوه خود، رحمت آور؛ زيرا گناهانم ـ اي پروردگار من ـ مرا در برابر تو به رسوايي افكنده است. اگر به خاموشي تن دهم، هيچ كس به جاي من سخن نخواهد گفت، و اگر براي خود شفاعت خواهم، سزاوار آن نباشم.
خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و لطف خود را شفيع گناهان من ساز، و به آيين مهرباني خويش از بديهاي من درگذر، و مرا به آنچه سزاوار آنم عقوبت مفرما، و سفرهي احسان خود را بر من بگستران، و زشتيهاي مرا پردهپوشي نما، و با من همانند شخص پيروزمندي رفتار كن كه بندهاي خوار و ذليل در برابرش به زاري در افتاده و او آن بنده را به مهر مينوازد، يا همچون توانگري كه بندهاي فقير بر سَرِ راهش نشسته و او آن بنده را بينياز ميسازد.
خدايا، هيچ كس مرا پناه ندهد، پس عزّت تو بايد مرا در پناه خود گيرد. هيچ كس پيش تو از من شفاعت نخواهد كرد، پس فضل تو بايد شفيع من گردد. گناهانم مرا به هراس افكنده است »
امام علي(عله السلام):« با طلب آمرزش معطر و حوشبو شويد تا بوي بد گناهان شما را رسوا نكند »
كاش امشب سحر نمي شد
كاش علي هيچ خفته اي را در مسجد بيدار نمي كرد
و فردا شب انتظار يتيمان كوفه بي پاسخ مي ماند....
تو اين شبهاي عزيز تو ي اون مناجاتهاي عاشقنتون من روسياه را هم يادتون نره.
التماس دعا .
اما يه چيزي حيفم اومد نگم.من افتخار مي كنم كه ديني دارم كه مي گه در شب قدر كه بهترين شب ساله يا عبادت خدا را انجام بديد يا مشغول آموختن علم باشيد.
يا علي مدد
ميلاد مبارك كريم آل طه، امام حسن مجتبي(عليه السلام)، را به همه دوستدارانش تبريك ميگم.
امام حسن(عليه السلام):
خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خود ميدان مسابقه قرار داد. پس عدّه اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و خوشنودى الهى از يكديگر سبقت خواهند گرفت و گروهى از روى بى توجّهى و سهل انگارى خسارت و ضرر مى نمايند.
علم و دانش را ـ از هر طريقى ـ فرا گيريد، و چنانچه نتوانستيد آنرا در حافظه خود نگه داريد، ثبت كنيد و بنويسيد و در منازل خود در جاى مطمئن قرار دهيد.
هركس جايگاه ـ عبادات ـ خود را در مسجد قرار دهد يكى از هشت فايده شاملش مى گردد: برهان ونشانه اى ـ براى معرفت ـ، دوست و برادرى سودمند، دانش واطلاعاتى جامع، رحمت و محبّت عمومى، سخن و مطلبى كه او را هدايت گر باشد، ـ توفيق إجبارى ـ در ترك گناه به جهت شرم از مردم و يا به جهت ترس از عقاب.
هر آينه برآوردن حاجت و رفع مشكل دوست و برادرم، از يك ماه اعتكاف، در مسجد ـ و عبادت مستحبّى، نزد من ـ بهتر و محبوب تر است.
زيرك ترين و هوشيارترين افراد، شخص باتقوا و پرهيزكار مى باشد; أحمق و نادان ترين افراد، كسى است كه تبه كار و اهل معصيت باشد; گرامى ترين و باشخصيّت ترين افراد، آن كسى است كه به نيازمندان پيش از اظهار نيازشان، كمك نمايد.
هر كه با علماء بسيار مجالست نمايد، سخنش و بيانش در بيان حقايق آزاد و روشن خواهد شد، و ذهن و انديشه اش باز و توسعه مى يابد و بر معلوماتش افزوده مى گردد و به سادگى مى تواند ديگران را هدايت نمايد.
به بعضى از فرزندانش فرمود: اى پسرم! با كسى دوستى و برادرى بر قرار نكن مگر آن كه او را از هر جهت بشناسى و مورد اطمينان باشد، پس هنگامى كه چنين فردى را يافتى در همه امور با او باش.
يا علي مدد
در قسمت قبل خوانديم كه پيامبر پس از 3 سال دعوت پنهاني ، خويشان خود را به مهماني فراخواند و در آنجا حضرت علي (عليه السلام) كه در سن نوجواني قرار داششت به عنوان جانشين خود معرفي كرد .و حال ادامه زندگينامه امام
« كسانى كه با تاريخ اسلام آشنايند مىدانند،در روزگارى كه از آن سخن مىگوييم،در مكه نه قانونى بود كه امنيت اجتماعى را نگهبان باشد،و نه دينى كه مردم را از كار زشت باز دارد.قبيلهها به آئين سنتى خود زندگى مىكردند،و آنان كه در مكه مىزيستند با يكديگر پيمانهايى داشتند.از جمله آنكه هيچ قبيلهاى با قبيله ديگر درنيفتد.و آنجا كه لازم است،بايد از يكديگر حمايت كنند.با گرويدن تدريجى مردم مكه به مسلمانى،پايدارى اين پيمانها مشكل گشت و قريش خطر را نزديك ديد.
جوانانى از خاندانهاى گوناگون مسلمان مىشدند،در حاليكه پدرانشان بر شرك بودند،زنى از تيرهاى مسلمان مىشد،شوى او كه از تيره ديگر بود در كفر به سر مىبرد.برادرى در كنار پيغمبر ايستاده بود و برادرش با پيغمبر دشمنى مىكرد.نتيجه آنكه پيوندها هر روز سستتر مىگرديد و بر نگرانى سران قبيلهها مىافزود.
هر چه مسلمانى در خاندانها پيشتر مىرفت،اين شكاف فراخى بيشترى مىيافت.قريش كه پيرامون مكه مىزيست و قصى(پسر كلاب جد آنان)ايشان را به درون شهر مكه آورد بازرگانى مكه را در اختيار گرفته بود.كاروان آنان سالى دو بار به جنوب و شمال عربستان مىرفت و سود سرشارى نصيبشان مىگشت.معروف است كه پول جاى امن مىخواهد،اما مكه اندك اندك امنيت خود را از دست مىداد.هر چه مىگذشتثروتمندان بر زوال ثروت خويش بيشتر مىترسيدند.چنانكه در ديگر كتابها نوشتهام قريش از اينكه محمد(ص)مردم را به خداى يگانه مىخواند بيمى نداشت،چرا كه بتان را از روى اعتقاد ارزشى نمىنهاد.اما در ميان آنچه پيغمبر از زبان وحى بر مردم مىخواند آيههايى بود كه از آن مىترسيدند،و آن را براى ثروت خود تهديدى مىديدند؛سفارش يتيمان،سخت نگرفتن بر بردگان،پرهيز از اندوختن مال و رعايت حال عيال.ناچار براى زدودن اين خطر بتان را وسيلت ساختند،و بگوش مردم درانداختند كه محمد(ص)خدايان را دشنام مىدهد .بدين رو هر روز بر نو مسلمانان سخت گرفتند و بر سختگيرى افزودند.رسول خدا به مسلمانان رخصت رفتن به حبشه را داد.سران قريش تنى چند را نزد پادشاه حبشه فرستادند و از او خواستند آنان را به اين فرستادگان بسپارد.اما جعفر پسر ابوطالب در مجلس پادشاه وى را از دعوت محمد(ص)آگاه ساخت و او پس از شنيدن آيههائى از قرآن،اسلام را ستود و توطئه قريش به نتيجه نرسيد و مهاجران همچنان نزد نجاشى ماندند.در بندان بنى هاشم در شعب ابوطالب هم سودى نداشت.دشوارتر آنكه يثرب پذيره مسلمانى شد.روبرو شدن با اين پيش آمد براى مردم مكه آسان نبود»
منبع :كتاب علي از زبان علي
نويسنده:دكتر جعفر شهيدي
يا علي مدد

